فرهنگ آریان‌پور

قله

#۱۵۲٬۱۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

peak

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن

۲

summit

قله، نوک، اوج، ذروه، اعلى درجه

۳

pap

نوک پستان، ممه، هر چیزى شبیه نوک پستان، قله، خوراک نرم و رقیق (مثل فرنى)، خمیر نرم، تفاله گوشت یا سیب

۴

acme

اوج، ذروه، قله، منتها (درجه ى)، سر، مرتفعترین نقطه، (پزشکى) بحران، نقطه ى کمال

۵

knap

ضربه محکم و ناگهانى، ضربه زدن، شکستن نوک، قله، بالاى تپه، پشته

۶

crest

تاج، کلاله، قله، یال، بالاترین درجه، به بالاترین درجه رسیدن، ستیغ

۷

knoll

نوک تپه، قله، تیزى یا برآمدگى خاک از آب، ماهور

۸

climax

اوج، راس، قله، منتها درجه، به اوج رسیدن

۹

vertex

راس، تارک، نوک، سر، فرق، قله

۱۰

zenith

(هندسه) سمت الراس، بالاترین نقطه آسمان، قله، اوج

۱۱

culmination

اوج، قله، حد اعلى

۱۲

apex

اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک height mountaintop spire