فرهنگ آریانپور
قلندر
#۱۵۲٬۱۹۱
bum
(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن
hobo
کمارگر دوره گرد، دوره گردى کردن
tramp
ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا
dervish
(فارسى) درویش
bohemian
اهل (کمى) که درزندگى یا کار خود به رسم و قانون دیگران کارى ندارد
mendicant
(mendiant =) ـ گدا، درویش، در به در، سائل، گدایى کننده