قلنبه
#۱۵۲٬۱۸۳
nobby
قلنبه، درجه یک، اعلى، ظریف، خیلى شیک، عالى
flocculate
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده
nub
برآمدگى، قلنبه، تکه
bloc
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه
pone
برجستگى، قلنبه، کسى که ورق بازى را بر مى زند، نان بیضى شکل آرد ذرت، نان شیرمال
baggy
باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه
block
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد
hunch
خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده
lumpy
موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین
stodgy
گردن کلفت، انباشته، سنگین و کندرو، سنگین، لخت، قلنبه
stilted
داراى چوب پا، با آب و تاب، (مجازى) باشکوه، قلنبه
wispish
شبیه ماهوت پاک کن یا جاروب و قشو، قلنبه
sonorous
صدا دار، طنین انداز، قلنبه، بلند، پرصدا
bombastic
گزاف، قلنبه، مطنطن
highfalutin
بلند، پرطمطراق، اغراق آمیز، قلنبه
high flown
گزاف، اغراق آمیز، پرطمطراق، قلنبه
outstanding
بیشتر تحمل کردن، برجستگى داشتن، بیشتر ایستادن، عازم دریا شدن