فرهنگ آریان‌پور

قلمرو

#۱۵۲٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

domain

قلمرو، ملک، زمین، حوزه، دایره، املاک خالصه

۲

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۳

orbit

مدار، مسیر دوران، دور زدن، حدقه، فلک، مسیر، دور، حدود فعالیت، قلمرو، به دور مدارى گشتن، دایره وار حرکت کردن

۴

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۵

milieu

محیط، اجتماع، قلمرو، دور و بر، اطراف

۶

kingdom

پادشاهى، کشور، قلمرو پادشاهى provinces

۷

bourgeon

(bourne , bourn , burgeon =) ـ سرحد، مرز، هدف، قلمرو

۸

dominion

سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو

۹

regality

پادشاهى، شاهى، سلطنت، قلمرو

۱۰

territory

سرزمین، خاک، خطه، زمین، ملک، کشور، قلمرو

۱۱

bailiwick

ناحیه قلمرو مامور، مباشرت، نظارت، پیشخدمتى

۱۲

jurisdiction

حوزه ى قضایى، قلمرو قدرت

۱۳

ambit

پیرامون، حدود، حوزه، وسعت، محوطه

۱۴

demesne

تملک زمین، کلیه زمین مایملک یک شخص، ناحیه dom _