فرهنگ آریانپور
قلمبه کردن
#۱۵۲٬۰۹۱
wad
لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن
hump
قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن