فرهنگ آریانپور
قلمبه شدن
#۱۵۲٬۰۸۸
belly
شکم، طبله، شکم دادن و باد کردن
bulge
برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن
heave
(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن
herniate
(پزشکى) باد فتق داشتن، فتق داشتن