فرهنگ آریانپور
قلمبه
#۱۵۲٬۰۷۶
snob
قلمبه، برجستگى، مغرور، افاده اى، با بغض شدید گریستن
knobbed
قلمبه، قبه دار، دکمه دار
gob
تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان
blob
قطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختن
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن loaf lumpiness
stub
کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن
bulge
برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن
chunk
تکه بزرگ یا کلفت و کوتاه (در مورد سنگ ویخ وچوب)، (مجازى) کنده، مقدار قابل توجه
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن
whole
تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم
wholesale
عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن