فرهنگ آریان‌پور

قلمبه

#۱۵۲٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

snob

قلمبه، برجستگى، مغرور، افاده اى، با بغض شدید گریستن

۲

knobbed

قلمبه، قبه دار، دکمه دار

۳

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۴

blob

قطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختن

۵

loaf

قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن loaf lumpiness

۶

stub

کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن

۷

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۸

chunk

تکه بزرگ یا کلفت و کوتاه (در مورد سنگ ویخ وچوب)، (مجازى) کنده، مقدار قابل توجه

۹

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن

۱۰

whole

تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم

۱۱

wholesale

عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن