فرهنگ آریان‌پور

قلم زدن

#۱۵۲٬۰۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن

۲

insculp

قلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردن

۳

etch

سیاه قلم کردن، قلم زدن (به وسیله تیزاب)

۴

enchase

نشاندن، سوار کردن، کار گذاشتن، در نگین گذاشتن، قلم زدن، مرصع کردن

۵

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس

۶

cancellation

فسخ، لغو، ابطال، الغاء، حذف، قلم زدن

۷

omit

از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن

۸

delete

حذف کردن، انداختن، برداشتن