قلم
#۱۵۲٬۰۱۵
pen
قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن
item
فقره، (در جمع) اقلام، رقم، تکه، قطعه خبرى، بخش، قلم
entry
ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده
shaft
میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن
style
سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن
stylus
(stilus =) ـ قلم، نوک سوزنى، قلم فولادى حکاکى و گراور سازى، سوزن
line
خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)
thing
چیز، شییء، کار، اسباب، دارایى، اشیاء، جامه، لباس، موجود
article
به صورت مواد در آوردن، تفریح کردن، کالا، متاع، چیز، اسباب، ماده، بند، فصل، شرط، مقاله، گفتار، حرف تعریف (مثل the) ـ