فرهنگ آریان‌پور

قلق چیزی را دانستن

#۱۵۲٬۰۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

understand

(past: understood ; past participle: understood) ـ فهمیدن، ملتفت شدن، دریافتن، درک کردن، رساندن