فرهنگ آریان‌پور

قلع کردن

#۱۵۱٬۹۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

deracinate

قلع کردن، از ریشه در آوردن

۲

grub

کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن