فرهنگ آریان‌پور

قلب کردن

#۱۵۱٬۹۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

permute

پس و پیش کردن، قلب کردن، تغییر دادن، جاى گرداندن

۲

transpose

ترانهادن، پس و پیش کردن، قلب کردن، مقدم و موخر کردن، (ریاضى) به طرف دیگر معادله بردن

۳

anagrammatize

تحریف کردن، جابجا کردن، قلب کردن