قلابی
#۱۵۱٬۸۷۷
sham
قلابى، ساختگى، دروغى، ریاکارى، وانمود کردن، به خود بستن، تظاهر کردن
quackish
قلابى
bogus
ساختگى، جعلى، قلابى
False
دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل
hamate
چنگ دار، به شکل قلاب، قلابى
simular
متظاهر، وانمود کننده، قلابى، صورى
spurious
جعلى، قلابى، قلب، بدلى، بدل، الکى، نادرست، حرامزاده
adulterate
جازن، قلابى، زنازاده، حرامزاده، چیز تقلبى ساختن (مثل ریختن آب در شیر)
pasteboard
کاغذ مقوایى، کارت ویزیت، ورق بازى، قلابى
bum
(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن
pseud
(pseudo =) ـ پیشوندى است به معنى " کاذب " و " ساختگى " و " دروغ "
tinny
قلع دار، قلعى، قلع مانند، حلبى ساز، قلع کار
phoney
(phony =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى
pseudo
(spurious، sham، pseud) ـ پیشوندى است به معنى " کاذب " و " ساختگى " و " دروغ "
charlatan
آدم حقه باز، شارلاتان، آدم زبان باز
mendacious
دروغگو، کاذب