فرهنگ آریان‌پور

الونک

#۱۵٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hut

کلبه، کاشانه، آلونک، درکلبه جا دادن

۲

shed

(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک

۳

cabin

اتاق کوچک، خوابگاه (کشتى)، کلبه، کابین

۴

hovel

کلبه، خانه رعیتى، پناهگاه، خیمه، سایبان

۵

lodge

منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن

۶

shack

کلبه، خانه، خانه کوچک و سردستى ساخته شده، کاشانه، زیستن

۷

shanty

کلبه، در کلبه زندگى کردن

۸

housing

تهیه جا، خانه ها (به طور کلى)، مسکن، خانه سازى