فرهنگ آریانپور
الونک
#۱۵٬۱۸۷
hut
کلبه، کاشانه، آلونک، درکلبه جا دادن
shed
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
cabin
اتاق کوچک، خوابگاه (کشتى)، کلبه، کابین
hovel
کلبه، خانه رعیتى، پناهگاه، خیمه، سایبان
lodge
منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن
shack
کلبه، خانه، خانه کوچک و سردستى ساخته شده، کاشانه، زیستن
shanty
کلبه، در کلبه زندگى کردن
housing
تهیه جا، خانه ها (به طور کلى)، مسکن، خانه سازى