فرهنگ آریان‌پور

قفل کردن

#۱۵۱٬۷۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

latch

قفل کردن، چفت کردن، محکم نگاه داشتن، به وسیله کلون محکم کردن، چفت، ضامن

۲

lock

قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، چفت و بست، مانع، سد متحرک، سد بالابر، چشمه پل، محل پرچ یا اتصال دویاچند ورق فلزى، قفل کردن، بغل گرفتن، راکد گذاردن، قفل شدن، به وسیله قفل بسته و محکم شدن، محبوس شدن

۳

padlock

قفل، انسداد، قفل کردن، بستن