قطعی
#۱۵۱٬۶۹۸
decisive
قطعى، قاطع
peremptory
قطعى، بى چون و چرا، آمرانه، خود راى، شتاب آمیز
definitive
قطعى، قاطع، صریح، معین کننده، نهایى
conclusive
قطعى، قاطع، نهایى
cretain
مسلم، قطعى، حتمى، معلوم، بعض، بعضى، برخى، تاحدى، اطمینان، خاطرجمعى
absolute
مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود
positive
مثبت، یقین، قطعى، محقق، معین، مطلق، ساده
categoric
قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط
categorical
قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط clearcut
irrevocable
غیر قابل فسخ، (در مورد عقد) لازم، قطعى
firm
شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن
decided
قطعاً، حتما
airtight
محفوظ از هوا، غیر قابل نفوذ به وسیله ى هوا
implicit
التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى
determinate
تعیین شده، محدود، مستقر شده، معلوم، معین