فرهنگ آریان‌پور

قطعه موسیقی را با اوازهای دیگر اجرا کردن

#۱۵۱٬۶۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن