فرهنگ آریان‌پور

قطعه موسیقی را با الات موسیقی دیگر اجرا کردن

#۱۵۱٬۶۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن