فرهنگ آریان‌پور

قطعه کردن - قطعه -

#۱۵۱٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن

۲

segment

قطعه، قطعه قطعه کردن، بخش، قسمت، حلقه، بند، مقطع، به بخش هاى مختلف تقسیم کردن

۳

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۴

anatomize

کالبد شناسى کردن، تشریح کردن، قطعه قطعه کردن، تجزیه کردن