فرهنگ آریان‌پور

الوده کردن

#۱۵٬۱۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

defile

آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه

۲

infect

آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن

۳

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن

۴

muck

کود، کود تازه، سرگین، کثافت، پول، آلوده کردن، خراب کردن، زحمت کشیدن

۵

befoul

چرکین کردن، کثیف کردن، آلوده کردن

۶

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۷

smutch

اثر و یا نشان آلودگى، لکه کثیف، کثیف کردن، آلوده کردن، لکه دار کردن

۸

envenom

زهر آلود کردن، رهراگین کردن (مج) مشوب کردن، آلوده کردن