فرهنگ آریان‌پور

الوده‌ کردن

#۱۵٬۱۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

defile

آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه

۲

infect

آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن

۳

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۴

smirch

لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن

۵

pollute

نجس کردن، آلودن، ملوث کردن

۶

contaminate

آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن