فرهنگ آریانپور
الوده کردن
#۱۵٬۱۵۷
defile
آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه
infect
آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
smirch
لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن
pollute
نجس کردن، آلودن، ملوث کردن
contaminate
آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن