فرهنگ آریان‌پور

قطع‌ کردن حرف‌ کسی

#۱۵۱٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

disturb

مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن