واژههای فارسی←قطره های اب جمع شده روی چیزیفرهنگ آریانپورقطره های اب جمع شده روی چیزی#۱۵۱٬۴۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱weep(past: wept ; past participle: wept) ـ گریه کردن، گریستن، اشک ریختنواژههای نزدیک در الفباقطره - قطره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطره - یک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطره اشکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطره بارانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطره برای چشم - دوای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطره بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر