فرهنگ آریانپور
قطره
#۱۵۱٬۴۳۶
blob
قطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختن
drop
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده
glob
ذره کوچک، قطره کوچک، گلبول، کره کوچک، قطره، لکه
gutta
چکه، قطره، (معمارى) تزیینات مخروطى شکل سر دیوار ساختمان هاى قدیم
minim
وابسته به حداقل، یک ششم دراکم، چکه، قطره، جانور بسیار ریز، آدم کوتوله، نقطه، حداقل، چیز کم اهمیت و خرد، کوچکترین ذره، هر چیز کوچک، خرد، ذره، کمترین
gobbet
تکه گوشت خام، لقمه، گلچین ادبى، قطره
goblet
ساغر، جام، گیلاس شراب، تکه، قطعه، قطره
driblet
خرد، تکه، قطره
globule
جسم کوچک کروى، گلبول، گویچه خون