فرهنگ آریان‌پور

قطره

#۱۵۱٬۴۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

blob

قطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختن

۲

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۳

glob

ذره کوچک، قطره کوچک، گلبول، کره کوچک، قطره، لکه

۴

gutta

چکه، قطره، (معمارى) تزیینات مخروطى شکل سر دیوار ساختمان هاى قدیم

۵

minim

وابسته به حداقل، یک ششم دراکم، چکه، قطره، جانور بسیار ریز، آدم کوتوله، نقطه، حداقل، چیز کم اهمیت و خرد، کوچکترین ذره، هر چیز کوچک، خرد، ذره، کمترین

۶

gobbet

تکه گوشت خام، لقمه، گلچین ادبى، قطره

۷

goblet

ساغر، جام، گیلاس شراب، تکه، قطعه، قطره

۸

driblet

خرد، تکه، قطره

۹

globule

جسم کوچک کروى، گلبول، گویچه خون