فرهنگ آریانپور
الودن
#۱۵٬۱۴۰
bedaub
آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن
besmear
آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن
contaminate
آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن
gaum
(smear , smudge =) ـ لکه، لک، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن
smear
لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن
embrue
(imbrue =) ـ آغشتن، آلودن، تر کردن، خیساندن
pollute
نجس کردن، آلودن، ملوث کردن
spatter
پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم
maculate
لکه دار کردن، آلودن، بى عفت کردن، لکه دار
tincture
تنتور، طعم جزیى، اثر جزیى، رنگ جزیى، ته رنگ، رنگ زدن، آلودن
befoul
چرکین کردن، کثیف کردن، آلوده کردن
defile
آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه
infect
آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن