فرهنگ آریان‌پور

قضیه

#۱۵۱٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

theorem

قضیه، برهان، مسئله، قاعده، نکره منطق‌ و ریاضیات‌

۲

premise

قضیه ثابت یا اثبات شده، بنیاد و اساس بحث، صغرى و کبرى قیاس منطقى، فرض قبلى، فرضیه مقدم، فرض منطقى کردن

۳

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۴

clause

شرط، ماده، عهد، بند، جزء، قضیه، جزیى از جمله

۵

thesis

پایان نامه، رساله دکترى، قضیه، فرض، (موسیقى) ضرب قوى

۶

proposition

موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقى، پیشنهاد کردن به، دعوت به مقاربت جنسى کردن، گزاره، پیشنهاد خودمانی‌

۷

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۸

story

حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن

۹

matter

ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن

۱۰

shebang

امر مورد علاقه، کار، ابتکار، تعبیه

۱۱

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن