فرهنگ آریانپور
الودگی
#۱۵٬۱۲۹
soilage
آلودگى، آشغال، علف تازه، علوفه حیوانات
alloy
بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن
filth
چرک، کثافت، پلیدى، آلودگى، (مجازى) هرزه
stain
لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى
sully
آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى
squalor
درهم و برهمى و کثافت، آلودگى، کثافت کارى، ژولیدگى
impurity
ناخالصى، ناپاکى، آلودگى، کثافت
pollution
لوث، آلودگى، کثافت، ناپاکى
purulence
ریم، آلودگى، زخم چرکى، چرک دارى
contamination
آلایش، آلودگى، کثافت، عدم خلوص، ناپاکى
blur
لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن
infection
عفونت، سرایت مرض، گند