فرهنگ آریان‌پور

الودگی

#۱۵٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

soilage

آلودگى، آشغال، علف تازه، علوفه حیوانات

۲

alloy

بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن

۳

filth

چرک، کثافت، پلیدى، آلودگى، (مجازى) هرزه

۴

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى

۵

sully

آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى

۶

squalor

درهم و برهمى و کثافت، آلودگى، کثافت کارى، ژولیدگى

۷

impurity

ناخالصى، ناپاکى، آلودگى، کثافت

۸

pollution

لوث، آلودگى، کثافت، ناپاکى

۹

purulence

ریم، آلودگى، زخم چرکى، چرک دارى

۱۰

contamination

آلایش، آلودگى، کثافت، عدم خلوص، ناپاکى

۱۱

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۱۲

infection

عفونت، سرایت مرض، گند