فرهنگ آریان‌پور

قصد

#۱۵۱٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۲

intention

قصد، منظور، خیال، غرض، مفهوم، سگال

۳

aim

دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد decision notion object objective

۴

will

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "

۵

animus

اراده، قصد، نیت، روح دشمنى و غرض، عناد

۶

intent

نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم

۷

attempt

کوشش کردن، قصد کردن، مبادرت کردن به، تقلا کردن، جستجو کردن، کوشش، قصد

۸

purpose

منظور، مقصود، عمد، قصد، عزم، هدف، پیشنهاد، در نظر داشتن، قصد داشتن، پیشنهاد کردن، نیت

۹

assumption

فرض، پنداشت، خودبینى، غرور، اتخاذ، قصد، گمان، انگاشت، (با حرف یزرگ) جشن صعود مریم به آسمان

۱۰

pretension

وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد

۱۱

determination

تعیین، عزم، تصمیم، قصد

۱۲

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think