فرهنگ آریانپور
الود - خواب -
#۱۵٬۱۱۵
dozy
خواب آلود، چرت زن، شروز به فساد کرده
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
dreamy
(dreamlike =) ـ خواب مانند، خواب آلود، رویایى، خیالى
drowsy
خواب آلود، چرت زن، کسل کننده
sleepy
خواب آلود
morphic
(جانور شناسى) وابسته به شکل، وابسته به شکل شناسى، خواب آلود
slumbery
(slumbrous، slumberous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
slumbrous
(slumbery، slumberous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
slumberous
(slumbery، slumbrous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
sleepyhead
آدم خواب آلود
somnifacient
(somnific =) ـ خواب آور، خواب آلود