فرهنگ آریان‌پور

قسمت داخلی

#۱۵۱٬۰۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

inside

درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى

۲

innards

اعضاى داخلى حیوان یا انسان، قسمت هاى داخلى