قسمت
#۱۵۰٬۹۵۷
dole
قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم
party
قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن
kismet
قسمت، سرنوشت
arm
دست (از شانه تا نوک انگشت)، بازو، شاخه، قسمت، شعبه، جنگ افزار، سلاح، اسلحه، دسته ى صندلى یا مبل، مسلح کردن
leg
پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن
lot
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن
canto
سرود، بند (شعر)، قسمت، فصل (کتاب)
grist
عمل آسیاب کردن، گندم آسیابى، جو آسیابى، آرد کردن جو خیسانده، سود، قسمت
plank
قطعه، قسمت، واحد، قسمتى از برنامه، تخته، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، تخته پوش کردن، تخته تخته کردن
parcel
جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن
chapter
فصل (کتاب)، شعبه، قسمت، باب
portion
بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه
department
دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش
detachment
دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى
percentage
برحسب درصد، صدى چند، قسمت، مقدار، در صد
compartment
(در قطار) کوپه، قسمت، تقسیم کردن