فرهنگ آریان‌پور

قسمت

#۱۵۰٬۹۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

dole

قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم

۲

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۳

kismet

قسمت، سرنوشت

۴

arm

دست (از شانه تا نوک انگشت)، بازو، شاخه، قسمت، شعبه، جنگ افزار، سلاح، اسلحه، دسته ى صندلى یا مبل، مسلح کردن

۵

leg

پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن

۶

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن

۷

canto

سرود، بند (شعر)، قسمت، فصل (کتاب)

۸

grist

عمل آسیاب کردن، گندم آسیابى، جو آسیابى، آرد کردن جو خیسانده، سود، قسمت

۹

plank

قطعه، قسمت، واحد، قسمتى از برنامه، تخته، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، تخته پوش کردن، تخته تخته کردن

۱۰

parcel

جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن

۱۱

chapter

فصل (کتاب)، شعبه، قسمت، باب

۱۲

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۱۳

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه

۱۴

department

دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش

۱۵

detachment

دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى

۱۶

percentage

برحسب درصد، صدى چند، قسمت، مقدار، در صد

۱۷

compartment

(در قطار) کوپه، قسمت، تقسیم کردن