فرهنگ آریان‌پور

قروچه کردن - دندان -

#۱۵۰٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن