فرهنگ آریان‌پور

قرمز کردن

#۱۵۰٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

redden

قرمز کردن، قرمز شدن

۲

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۳

ruddle

گل اخرى، گل اخرى زدن به، قرمز کردن

۴

crimson

به رنگ خون، قرمز سیر، لاکى، قرمز کردن

۵

encrimson

به رنگ لاکى درآوردن، جگرى کردن، قرمز کردن

۶

incarnadine

گلگون کردن، رنگ قرمز گوشتى