فرهنگ آریان‌پور

قرمز

#۱۵۰٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

red

قرمز، سرخ، خونین، انقلابى، کمونیست

۲

gules

قرمز، سرخ، خطوط موازى عمودى

۳

bloodshot

قرمز، سرخ و ورم کرده، خون گرفته، برافروخته

۴

ruddy

شنجرفى، قرمز رنگ، گلگون، گلچهره، سرخ کردن

۵

bloody

به رنگ خون، خونى، خون آلود، قرمز، خونخوار

۶

ponceau

رنگ سرخ آتشى، قرمز، رنگ گل شقایق، پل کوچک

۷

crimson

به رنگ خون، قرمز سیر، لاکى، قرمز کردن

۸

sanguine

خونى، دموى، سرخ، قرمز، به رنگ خون

۹

coralline

مرجانى رنگ، قرمز، مرجان مانند

۱۰

vermilion

(vermillion =) ـ شنگرف، شنجرف، قرمز

۱۱

vinaceous

انگورى، باده اى، شرابى، شرابى رنگ، قرمز

۱۲

sanguineous

خون مانند، قرمز، خونى، دموى، امیدوار

۱۳

rose

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise

۱۴

rosy

گلگون، سرخ، لعل فام، خوشبو، گل پاشیده، گلى کردن

۱۵

blush

سرخ شدن، شرمنده شدن، سرخى صورت در اثر خجلت

۱۶

damask

حریر گلدار و مشجر، گلدار کردن

۱۷

bloodred

به رنگ خون، خونین