قرمز
#۱۵۰٬۷۸۸
red
قرمز، سرخ، خونین، انقلابى، کمونیست
gules
قرمز، سرخ، خطوط موازى عمودى
bloodshot
قرمز، سرخ و ورم کرده، خون گرفته، برافروخته
ruddy
شنجرفى، قرمز رنگ، گلگون، گلچهره، سرخ کردن
bloody
به رنگ خون، خونى، خون آلود، قرمز، خونخوار
ponceau
رنگ سرخ آتشى، قرمز، رنگ گل شقایق، پل کوچک
crimson
به رنگ خون، قرمز سیر، لاکى، قرمز کردن
sanguine
خونى، دموى، سرخ، قرمز، به رنگ خون
coralline
مرجانى رنگ، قرمز، مرجان مانند
vermilion
(vermillion =) ـ شنگرف، شنجرف، قرمز
vinaceous
انگورى، باده اى، شرابى، شرابى رنگ، قرمز
sanguineous
خون مانند، قرمز، خونى، دموى، امیدوار
rose
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise
rosy
گلگون، سرخ، لعل فام، خوشبو، گل پاشیده، گلى کردن
blush
سرخ شدن، شرمنده شدن، سرخى صورت در اثر خجلت
damask
حریر گلدار و مشجر، گلدار کردن
bloodred
به رنگ خون، خونین