فرهنگ آریان‌پور

قرعه‌ کشی

#۱۵۰٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lottery

قرعه کشى، بخت آزمایى، لاطارى، (مجازى) امر شانسى، کار الله بختى، شانسى، قرعه

۲

drawing

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش draw

۳

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن

۴

raffle

نوعى بازى قدیمى، لاتار، بخت آزمایى کردن