فرهنگ آریان‌پور

قرص‌ کردن

#۱۵۰٬۷۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fasten

بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن

۲

secure

امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن