فرهنگ آریان‌پور

قرص‌ کامل شدن ماه

#۱۵۰٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل