فرهنگ آریان‌پور

قرص

#۱۵۰٬۷۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cake

کیک، قالب، قرص، قالب کردن، به شکل کیک درآوردن

۲

disc

(disk =) ـ صفحه، دیسک، صفحه ساختن، قرص، گرده

۳

disk

(disc =) ـ گرده، قرص، صفحه، دایره

۴

brede

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص

۵

tablet

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن

۶

pellet

حب، گلوله، قرص، ساچمه یا خرج تفنگ، به شکل گلوله درآوردن، به شکل سرگنجشکى درآوردن گلوله (یا شبیه آن) به کسى پرت کردن، حب ساختن

۷

pastille

(Pastile، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى

۸

pill

حب، حب دارو، دانه، حب ساختن

۹

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۱۰

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۱۱

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد

۱۲

rigid

سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب

۱۳

steady

یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن

۱۴

secure

امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن

۱۵

strong

نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت

۱۶

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار