فرهنگ آریانپور
قراضه
#۱۵۰٬۶۳۱
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
rattletrap
قراضه، داراى صداى تق تق، لغزنده، سست، پر حرف
mammock
پاره، ذره، ریزه، قراضه، دم قیچى، برش، ریزه کردن، قطعه کردن، از دم قیچى رد کردن
ropy
طنابى شکل خودمانی خودمانی وسیله ی beatup چیزهای
junk
جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى
dumpy
کوتاه، خپله، گردن کلفت
cranky
بدخو عامیانه clappedout
beaten
زده، کوبیده، چکش خورده، فرسوده، مغلوب
decrepit
سالخورده و فرتوت، ضعیف و ناتوان، خیلى پیر
dilapidated
مخروبه، ویران