فرهنگ آریان‌پور

قدرت

#۱۵۰٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

godown

قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگ، انبار

۲

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور

۳

rod

میله، عصا، چوب، ترکه، میل، قدرت، برق گیر، میله دار کردن

۴

vim

نیرو، زور، قدرت، انرژى، توانایى، توان

۵

might

توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى

۶

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن

۷

vigor

(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۸

vigour

(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۹

potency

توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت

۱۰

puissance

(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى

۱۱

sovereignty

(sovranty =) ـ سلطه، حق حاکمیت، پادشاهى، قدرت

۱۲

strong arm

دست قوى، قدرت، اعمال زور کردن، قلدرى کردن

۱۳

staying power

نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام

۱۴

heft

سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن خودمانی‌

۱۵

juice

آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر