فرهنگ آریانپور
قدرت
#۱۵۰٬۲۲۳
godown
قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگ، انبار
authority
قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور
rod
میله، عصا، چوب، ترکه، میل، قدرت، برق گیر، میله دار کردن
vim
نیرو، زور، قدرت، انرژى، توانایى، توان
might
توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى
nerve
عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن
vigor
(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان
vigour
(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان
potency
توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت
puissance
(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى
sovereignty
(sovranty =) ـ سلطه، حق حاکمیت، پادشاهى، قدرت
strong arm
دست قوى، قدرت، اعمال زور کردن، قلدرى کردن
staying power
نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام
heft
سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن خودمانی
juice
آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر