فرهنگ آریانپور
قدر
#۱۵۰٬۱۸۴
esteem
قدر، اعتبار، اقدام، رعایت ارزش، نظر، شهرت، ارجمند شمردن، لایق دانستن، محترم شمردم
deal
(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
dealt
مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
valence
ظرفیت، ارزایى، واحد ظرفیت، ظرفیت شیمیایى، بنیان ترکیب اتمى، بنیان، قدر، توان، ارزش
quantity
کمیت، چندى، مقدار، قدر، اندازه، حد، مبلغ
magnitude
بزرگى، عظمت حجم، قدر، اهمیت، شکوه، اندازه، مقدار
importance
اهمیت، قدر، اعتبار، نفوذ، شان، تقاضا، ابرام
significance
اهمیت، معنى، مقصود، مفاد، مفهوم، قدر
valuation
ارزیابى، بها، تقویم، ارزشگذارى