فرهنگ آریان‌پور

قتل

#۱۵۰٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

murder

قتل، کشتار، آدمکشى، کشتن، به قتل رساندن

۲

assassination

قتل، ترور

۳

kill

کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن

۴

killing

کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن kill

۵

thuggee

(thuggery =) ـ قتل، آدمکشى، ترور

۶

homicide

آدم کشى، قتل

۷

foul play

حقه، کار نادرست، (مجازى) قتل، آدم کشى

۸

potbellied

داراى شکم گنده