فرهنگ آریانپور
قبیح
#۱۵۰٬۰۸۹
objcetionable
مورد ایراد، قبیح، ناشایسته
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
ugly
زشت، بد گل، کریه
gross
ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن
filthy
چرکین، کثیف، پلید
ribald
دون، هرزه، بددهن، بدزبان، آدم هرزه، فاحشه
obscene
زشت و وقیح، کریه، ناپسند، موهن، شهوت انگیز
flagrant
آشکار، برملا، انگشت نما، رسوا، وقیح، زشت
indecent
شرم آور، گستاخ، نا نجیب، بى حیا
discreditable
شایسته بى اعتبارى، باور نکردنى، ننگ آور