قبول کردن
#۱۵۰٬۰۷۳
adopt
قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن (هنگام تعمید)، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن
pass
گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن
accept
پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
entertain
پذیرایى کردن، مهمانى کردن از، سرگرم کردن، گرامى داشتن، عزیز داشتن، تفریح دادن، قبول کردن
matriculate
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسى کردن، نام نویسى کردن، در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن، قبول کردن، پذیرفتن