فرهنگ آریان‌پور

قبول‌ کردن

#۱۵۰٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

adopt

قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن (هنگام تعمید)، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن

۲

accept

پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن

۳

admit

پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن

۴

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۵

allow

رخصت دادن، اجازه دادن، ستودن، پسندیدن، تصویب کردن، روا دانستن، پذیرفتن، اعطاء کردن

۶

grant

اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن

۷

admission

پذیرش، قبول، تصدیق، اعتراف، دخول، درآمد، اجازه ى ورود، ورودیه، پذیرانه، بارداد

۸

allowance

فوق العاده و هزینه ى سفر، مدد معاش، جیره دادن، فوق العاده دادن

۹

undertake

(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن