واژههای فارسی←قبل از موقعفرهنگ آریانپورقبل از موقع#۱۴۹٬۹۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱prematureپیش رس، قبل از موقع، نابهنگام، نارسواژههای نزدیک در الفباقبل از قرار گرفتن در مدارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقبل از محاکمهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقبل از مرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقبل از مصرف مخلوط کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقبل از موعد پرداخت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقبل از موعد مقرر - وقوع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر