قانونی
#۱۴۹٬۶۴۸
lawful
قانونى، مشروع، مجاز، حلال، داتایى، بربستى، روا
licit
مشروع، حلال، قانونى، روا، مجاز، حراج، فروش از طریق مزایده
legit
(legitimate =) ـ نمایش مجاز، تئاتر مجاز، قانونى، حلال، مشروع
forensic
دادگاهى، بحثى، قانونى، مربوط به سخنرانى، جدلى
juridical
قضایى، حقوقى، قانونى، شرعى، فقهى
canonical
شرعى، قانونى، (ریاضى) استاندارد، معیار، متعارفى
normative
هنجارى، قاعده اى، اصولى، معیارى، قانونى، اصلى
fair
زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
formal
رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى
solemn
رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات
rightful
ذیحق، محق، مشروع، حقیقى، داراى استحقاق
effectual
انجام شدنى، موثر
regulation
تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون
legislative
قانون گذار، مقننه