فرهنگ آریانپور
قانون
#۱۴۹٬۵۵۷
statute
قانون موضوعه، قانون، حکم، اساسنامه
act
کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن
law
داتا، بربست، قانون، حق، حقوق، قاعده، قانون مدنى، تعقیب قانونى کردن
code
نظام نامه، رمز، قانون، به صورت رمز درآوردن، مجموعه قانون تهیه کردن، رمزى کردن، برنامه، دستورالعملها code ـ (64)
edict
فرمان، حکم، قانون
enactment
تصویب، به صورت قانون در آمدن
regulation
تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون
legislation
وضع قاون، تدوین و تصویب قانون، قانون
theorem
قضیه، برهان، مسئله، قاعده، نکره حقوق
ordinance
فرمان، امر، حکم، مشیت، تقدیر، آئین