فرهنگ آریان‌پور

قالبی

#۱۴۹٬۵۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

stereotyped

کلیشه، کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبى داشتن stereotypical

۲

mold

قارچ انگلى گیاهان، کپک قارچى، کپرک، کپرک زدن، قالب، کالبد، با قالب به شکل درآوردن