فرهنگ آریان‌پور

قال‌ گذاشتن

#۱۴۹٬۴۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۲

desert

بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن

۳

abandon

ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى